عدم استقبال امریکا از مذاکرات با تعیین معاون وزیر خارجه به عنوان نماینده / دستگاه دیپلماسی درباره ادعای ارتقاء مذاکرات به سطح وزارت توضیح دهد

 

متأسفانه در خلال جريانات پيش آمده پس از تماس تلفني دکتر حسن روحاني رئيس جمهور کشورمان با باراک اوباما جريان رسانه‌اي غالب – که با تصاحب حدود 33 روزنامه و هفته‌نامه و ماهنامه مواضع بسيار نزديک به دولت دارند – تلاش نمود مسائلي را که اصلي بودند به عنوان مسائل فرعي و مسائل فرعي را به عنوان مسائل اصلي وانمود کند. مسأله بسيار مهمي که به وضوح پرسش تمام خبرنگاران نه فقط ايران بلکه جهان را برانگيخت اين بود که پيشنهاد برقرار شدن رابطه از سوي چه کسي اولين بار داده شده است. طبيعتاً هر کسي که اولين بار اين درخواست را داده است به اين اعتراف کرده که به اين رابطه نيازمندتر از طرف ديگر است و در حقيقت غرور ملي کشوري را که نمايندگي مي‌کرده است در برابر طرف مقابل شکسته است و حتي از منظر اصول مذاکره و ديپلماسي امتياز بسيار بزرگي را در همين ابتدا با نشان دادن علامت ضعف براي آينده مذاکرات ارسال کرده است.

پرسش‌هاي مکرر خبرنگاران از دکتر روحاني و نيز تأکيد مقامات طرفين بر آغاز شدن اين ماجرا از سوي طرف ديگر شاهدي بر اهميت اين ماجراست. اما در مقابل رسانه‌هايي که نسبت به اهميت اين موضوع و اظهارات طرف امريکايي اظهار بي‌علاقگي کرده و حتي يک تيتر درباره آن کار نکردند – و حتي به صدا و سيما به خاطر پوشش هر چند کمرنگ اظهارات سوزان رايس اعتراض کردند – به طور گسترده‌اي عليه تظاهرات اعتراضي صورت گرفته نسبت به اين تماس تلفني و رفتارهاي بيجاي ديگر صورت گرفته در سفر مطلب کار کردند.

اما در اين ميان رفتارهاي نسنجيده از سوي تيم مذاکره کننده متأسفانه ادامه پيدا کرد. دکتر حسام‌الدين آشنا در گفتگوي ويژه خبري که پس از اين سفر برگزار شد حاضر شد و در جواب اظهارات مکرر و تند طيف‌هاي مختلف مقامات امريکايي – از جمله اظهارات تند وندي شرمن که گفته بود حيله‌گري (Deception) در DNA ايراني‌هاست و نيز اظهارات اوباما که بلافاصله پس از گفتگوي تلفني مجدداً کشورمان را به حمله نظامي تهديد کرد – که از حيث تراکم شايد کم‌سابقه باشد گفت که ما بايد آقاي اوباما را درک کنيم و ايشان نمي‌تواند روابطي را که سال‌هاست بر هم خورده است را يک شبه اصلاح کند! مشخص نيست که مقامات ايالات متحده بايد چه اظهار نظري مي‌کردند تا مقامات ما از برقراري اين رابطه مأيوس بشوند؟!

ايشان در اظهاراتي عجيب که متأسفانه در رسانه‌ها کمتر بدان پرداخته شد ادامه داد که براي ما تغيير در رفتار مهم است نه تغيير در لحن! سؤال اينجاست که امريکا که حتي حاضر نيست در سخن گفتن به ملت ايران احترام بگذارد چگونه حاضر است به منافع واقعي ملت ايران و مستضعفين عالم احترام بگذارد. آيا اين روش طرح موضع به اين دليل نيست که تصور مقامات ما اين شده است که «بدون امريکا نمي‌توان زندگي کرد»؟! وگرنه مطابق هر اصل ديپلماسي چنين اظهاراتي در برابر اظهارات بسيار تند طرف مقابل اظهار عجز و ذلت محسوب مي‌شود.

وي همچنين درباره اهداف اين سفر اين‌گونه بيان مي‌کند: «در اين زمينه دو هدف مشخص دنبال مي‌شد. هدف اول ارتقاي سطح مذاکرات بود و اين بحث بسيار جدي است و تا وقتي که ما با معاونين و مديران کل وزارت امور خارجه کشور‌ها صحبت مي‌کنيم، ساختار بروکراسي وزارت خارجه‌ها مذاکره را دفن مي‌کند و تا وقتي که از يک رئيس اداره به مديرکل و از مدير کل به مقامات بالا‌تر برسد، در هر مرحله‌اي از اين مراحل انتقال پيام، اگر انگيزه‌اي وجود نداشته باشد تا اين انتقال مثبت انجام شود، اين پيام مذاکره دفن مي‌شود.

تلاشي که در اين سفر انجام شد اين بود که با ابتکار ديپلماتيک ايران سطح مذاکره به وزراي خارجه رسيد و آقاي روحاني نيز از چند وقت قبل با انتخاب وزير امور خارجه به عنوان مسئول مذاکره کننده ارشد اين کار را انجام داده بودند. انتقال پرونده هسته‌اي از شوراي عالي امنيت ملي به وزارت امور خارجه پيام خيلي روشني به طرف مقابل منعکس کرد که سطح مذاکرات، در سطح وزير خارجه خواهد بود.»

اما متأسفانه شاهد بوديم که ايران به دليل عدم اقبال طرف مقابل و تعيين همين خانم وندي شرمن – معاون جان کري – به عنوان نماينده امريکا در تيم مذاکره‌کننده 5+1 مجبور شد بار ديگر آقاي عراقچي را به عنوان نماينده به مذاکرات ژنو ارسال کند که اين اتفاق را مي‌توان اماره ديگري بر بي‌دستاورد بودن تلاش‌هاي سفر نيويورک علي رغم هزينه‌هاي آن دانست. مسأله بسيار مهم ديگر که باز هم به دليل وجود هيجانات کاذب و اشتهاي عجيب براي برقراري رابطه با امريکا مورد توجه رسانه‌ها قرار نگرفته است اين است که علي رغم ادعاي آقاي آشنا مبني بر اين‌که پيام‌هاي ارسال شده در خلال رويه بروکراتيک دفن مي‌شود واقعيت آن است که در طول چند سال اخير طرفين براي مذاکره از روش ارائه «بسته‌هاي پيشنهادي» مشخص استفاده مي‌کرده‌اند. به اين معني که طرحي مدون ارائه مي‌شده و درباره اين طرح در بالاترين سطح تصميم‌گيري مي‌شده است و اين پيام‌ها خالي از ابهام بوده و به دست سطوح مختلف سياست خارجه طرفين مي‌رسيده است. جالب اينجاست که پس از اظهار نظر جان کري مبني بر اين‌که پيشنهادات ما همان پيشنهادات آلماتي است دکتر ظريف در گفتگوي ويژه – بدون اظهار عدم شفافيت درباره آن بسته پيشنهادي – اظهار کرد که پيشنهاد آلماتي به تاريخ پيوسته است.

سر انجام به نظر مي‌رسد تيم مذاکره کننده‌ي ايراني بايد سعي کند از اين‌گونه اظهار نظرات هيجاني و بيش از حد خوش‌بينانه احتراز کند و حتي اگر در رسيدن به اهداف خودش جدي است بايد اصول ديپلماسي را بيش از اين رعايت کرده و با احتياط بيشتري با طرف مقابل رفتار نمايد. اشتباه است اگر ندانيم بزرگ‌ترين منفعت امريکا نابودي جمهوري اسلامي عزت‌مند و تبديل شدنش به حکومتي ذليل و به قول حضرت امام «گاو شير ده» است و او در اين شرايط دليلي نمي‌بيند که از اين هدف کوتاه بيايد.

نظرتان را بنویسید

آخرین اخبار

+‬‏