از جنگ تحمیلی تا مذاکره تحمیلی

«اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتا مسئله بسيار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصا براى من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراى آن مى ديدم، ولى به واسطه حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلا خوددارى مى كنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى كارشناسان سياسى و نظامى سطح بالاى كشور، كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مى دانم و خدا مى داند كه اگر نبود انگيزه اى كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قربانى شود، هرگز راضى به اين عمل نمى بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود» (پیام قبول قطعنامه)

کشنده تر از زهر، جانسوزتر از جنگ

همیشه در باب 8 سال جنگ تحمیلی آنچه بیشتر مورد توجه قرار گرفته چرایی صلح (فرایند منتهی به پذیرش قطعنامه) بوده تا چرایی جنگ. چه آنکه داغ «صلح تحمیلی» به غایت سنگین تر و جانسوزتر از «جنگ تحمیلی» است. «جنگ تحمیلی» مبتنی بر اراده دشمن و «صلح تحمیلی» ناشی از ضعف اراده خودی هاست. صلح تحمیلی، امضای قرارداد و توافق نامه با دشمن در شرایط عدم تحقق خواست ها و مطالبات، پذیرش خسارت ها و داغ های گوناگون جنگ تحمیلی، دست کشیدن از تنبیه متجاوز و به تعبیر امام «کشنده تر از زهر» است. در این میان، هر کس هر تحلیل و روایتی از خاتمه جنگ ارائه کند برای ما معتبرترین روایت، روایت رهبری است:

 «قطعنامه را هم که امام قبول کرد، به‌خاطر این فشارها نبود. قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتى بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادى کشور، مقابل روى او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمى‌کِشد و نمى‌تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام «مجبور شد» و قطعنامه را پذیرفت. پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید امریکا نبود؛ به‌خاطر این نبود که امریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون امریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت مى‌کرد. وانگهى؛ اگر همه‌ى دنیا در امر جنگ دخالت مى‌کردند، امام رضوان‌اللَّه علیه، کسى نبود که رو برگرداند. بر نمى‌گشت! آن، یک مسأله‌ى داخلى بود؛ مسأله‌ى دیگرى بود.» (14/3/1375)

همه رنج داستان همینجاست که «جنگ» مبتنی بر اراده دشمن به کشور تحمیل شود و «صلح» نیز به خاطر مشکلات و مسائل داخلی.

آدرس غلط ندهید؛ «صلح تحمیلی» به معنای حل مساله نیست

امام –رضوان الله علیه- در همان پیام قطعنامه خاطر نشان می کند که «اكيدا به ملت عزيز ايران سفارش مى كنم كه هوشيار و مراقب باشيد، قبول قطعنامه از طرف جمهورى اسلامى ايران به معناى حل مسئله جنگ نيست. با اعلام اين تصميم، حربه تبليغات جهانخواران عليه ما كند شده است، ولى دورنماى حوادث را نمى توان به طور قطع و جدى پيشبينى نمود و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است، و چه بسا با بهانه جوييها به همان شيوه هاى تجاوزگرانه خود ادامه دهد.» که البته ادامه هم داد. آنچه پس از قبول قطعنامه منجر به هجوم همه جانبه بعثیون و منافقین از جبهه غرب و جنوب به کشور شد گواه وعده صادق امام به مردم بود: دشمنی دشمن با عقب نشینی و قرارداد و تفاهم نامه تمام نمی شود. «به گفته قرآن كريم، هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما بر نمى دارند مگر اينكه شما را از دينتان برگردانند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيستها و امريكا و شوروى در تعقيبمان خواهند بود تا هويت دينى و شرافت مكتبى مان را لكه دار نمايند. بعضى مغرضين ما را به اعمال سياست نفرت و كينه توزى در مجامع جهانى توصيف و مورد شماتت قرار مى دهند، و با دلسوزيهاى بيمورد و اعتراضهاى كودكانه مى گويند جمهورى اسلامى سبب دشمنيها شده است و از چشم غرب و شرق و ايادیشان افتاده است! كه چه خوب است به اين سؤال پاسخ داده شود كه ملتهاى جهان سوم و مسلمانان، و خصوصا ملت ايران، در چه زمانى نزد غربيها و شرقيها احترام و اعتبار داشته اند كه امروز بى اعتبار شده اند»

مساله، اختلاف مبانی است نه نیت ها

یکی از مهمترین نکاتی که باید بر آن تاکید شود آن است که اساسا سوال و ابهام ما ناظر به «نیت» مسئولین نبوده که آیا خائنانه صحنه پذیرش قطعنامه را تدارک دیده اند یا با نیت خیر. از نگاه ما عمده مسئولین کشور پس از انقلاب، نیت خیر داشته اند اما مساله اصلا نیت نیست. مساله، اختلاف در مبانی و «خط فکری» جریان اعتدال با خط فکری امام بوده و هست. چه آنکه امام در همان پیام قبول قطعنامه حداقل در 2 فقره تاکید می کنند که به مسئولین کشور اعتماد دارند «با توجه به نظر تمامى كارشناسان سياسى و نظامى سطح بالاى كشور، كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم» و « تاكيد مى كنم كه گمان نكنيد كه من در جريان كار جنگ و مسئولان آن نيستم. مسئولين مورد اعتماد من مى باشند»

فلذا صورت مساله نباید با «مورد اعتماد بودن مسئولین» یا «لزوم خوش بین بودن به ایشان» عوض شود. مساله، خروجی و نتیجه است با هر نیتی که باشد.

از تدبیر و امید تا مذاکرات تحمیلی

سطح این سیاهه آنقدر عمیق نیست که به عقلانیت عدم مذاکره و رابطه با آمریکا در منطق انقلاب اسلامی بپردازد. مساله این یادداشت فقط آن است که اگر هم قرار است مذاکره ای صورت بگیرد بدیهی ترین اصول روابط بین الملل می گوید در شرایط فرودستی نباید به پای میز مذاکره رفت.

شما که در زمان جنگ هم بر طبل جنگ تا «یک پیروزی» برای داشتن دست بالا در مذاکرات تاکید می کردید چه شده که امروز از یک طرف شرایط اقتصادی کشور را بحران زده و سیاه و شعب ابی طالبی تصویر می کنید و از سوی دیگر اینقدر مشتاق مذاکره اید؟ نکند به سال 66 بازگشته اید که حتی از مطالبه همان «یک پیروزی» هم صرف نظر کرده اید؟

«عصر با دکتر روحانی ، در محل سپاه (کرمانشاه) قدم زدیم و درباره جنگ و مشکلات ادامه آن و نداشتن راهی برای ختم جنگ بحث کردیم. ایشان تقریبا معتقد است جنگ را باید از موضع قدرت خاتمه بدهیم و منتظر فتح سرنوشت ساز نمانیم، ولی چون برخلاف نظر امام است، صراحت ندارد» (هاشمی رفسنجانی، یادداشت 21 فروردین 66)

آقایان! اگر هم روزی قرار بر مذاکره باشد کسی باید این سوی میز بنشیند که با اعتقاد قلبی به شرایط بدر و خیبر از موضع برتر از منافع ملت دفاع کند. دشمن نه انقدر احمق است که ناله های شما در داخل کشور را نشنود و نه انقدر علاقه مند به نتیجه که این ناله ها را به رسانه ها نکشاند. ما هم البته انقدر احمق نیستیم که کنایه های مکرر یانکی ها از راس تا ذیل را در همین یک هفته اخیر نشنویم که بالاخره شرایط تحریم ها ایران را به پای میز مذاکره کشاند و کذا و کذا.

از اقتصاد رفع تحریم تا اقتصاد مقاومتی

رهبری در سخنرانی اخیرشان در باب سفر نیویورک ضمن اعلام خوش بینی به دولتمردان و حمایت از تحرک دیپلماسی در کنار عتاب نسبت به اقدامات نابجای دولت باز هم بر این نکته تاکید کردند که «آنچه براى نظام جمهورى اسلامى حائز اهمّيّت است، استحكام ساخت درونىِ نظام جمهورى اسلامى است، استحكام درونى ملّت ايران است؛ همان چيزى كه از روز اوّل تا امروز توانسته است اين كشور را حفظ كند» نه رفع تحریم ها! مطالبه ملت و رهبری از شما توجه به ساز و کارهای اقتصاد مقاومتی و ظرفیت های قابل تحقق داخلی است نه دلبستگی به مذاکرات و اختلال در موتور تحرک و تلاش و فعالیت دولت و مردم. مطالبه ملت و رهبری از شما همان عقلانیت و تدبیری است که در انتخابات وعده داده اید نه آنکه عده ای فرصت طلب با شبهه افکنی و آدرس دهی غلط و وزن دهی بی اندازه به مذاکرات جاری، حرکت ملت شرافتمند ایران که سال هاست به این جمع بندی رسیده اند که باید روی پای خود بایستند را منحرف و یا کند کرده و دست آخر، هم چوب را بخوریم هم پیاز را.

سید محمد سرخوش

نظرتان را بنویسید

آخرین اخبار

+‬‏