این منفی بافی نیست  واقع بینی است

آمریکا در حین مذاکراتی که قرار است به لغو تحریم‌ها بینجامد، تحریم‌ها را گسترش می‌دهد و علنا اعلام می‌کند که اقدامات ایران را در حوزه توسعه انرژی هسته‌ای برنمی‌تابد. کجای این عملکرد نویددهنده است؟ آیا امید بستن به تفاهم با ‌چنین حکومتی در‌حال‌حاضر، در بهترین حالت، چیزی به غیر از توهم است؟

کمیته صیانت از منافع ایران: حضور دکتر روحانی، رئیس‌جمهور ایران، در مجمع سازمان ملل و هم‌زمانی آن با مذاکرات هسته‌ای در نیویورک، یک‌بار دیگر افکار عمومی را با کنجکاوی متوجه تحولات احتمالی در مناقشه هسته‌ای ایران کرده است. آیا مذاکره با کشورهای١+٥ این‌بار به نتیجه قطعی منجر می‌شود و سند موافقت‌نامه نهایی قبل از ضرب‌الاجل ٣آذر به امضا می‌رسد؟ بررسی مواضع طرفین، پاسخ به این سوال را میسر می‌کند.
اگر ایران مطابق مواضع رسمی اعلام شده توسط هیئت مذاکره‌کننده ایرانی، بر سر حقوق مشروع و مسلم هسته‌ای ملت پافشاری کند و از عبور از خطوط قرمز در این زمینه –که توسط مقام معظم رهبری به‌صراحت تعیین شده است- اکیدا خودداری کند، دست یافتن به توافق نهایی با ملحوظ داشتن منافع ملی ایران به‌طورکامل، دست‌کم در این مقطع امکان‌پذیر نیست. چرا؟ چون در شرایط موجود هیچ شاهدی مبنی بر آمادگی دولت مستکبر آمریکا برای به رسمیت شناختن حقوق ملت ایران در دست نیست.
آمریکا اگرچه از ناحیه مقاومت ملت ایران و دیگر نهضت‌های مقاومت الهام‌‌گرفته از انقلاب اسلامی صدمات جدی دیده است، هنوز در همان راه قلدری و سلطه‌طلبی گام برمی‌دارد و در این مسیر حتی گستاخ‌تر از گذشته هم عمل می‌کند؛ به ملت ایران آشکارا توهین می‌کند، این ملت را با «گزینه نظامی» تهدید می‌کند، در حین مذاکراتی که قرار است به لغو تحریم‌ها بینجامد، تحریم‌ها را گسترش می‌دهد و علنا اعلام می‌کند که اقدامات ایران را در حوزه توسعه انرژی هسته‌ای برنمی‌تابد. کجای این عملکرد نویددهنده است؟ آیا امید بستن به تفاهم با ‌چنین حکومتی در‌حال‌حاضر، در بهترین حالت، چیزی به غیر از توهم است؟ این توهم از کجا نشئت می‌گیرد؟ یک عامل، فشارهای ناشی از تحریم‌های اقتصادی است ولی این عامل به‌خودی‌خود لزوما به توهمِ کنار آمدن با دشمن نمی‌انجامد، کما اینکه ملت قهرمان ایران تحت هدایت خردمندانه و شجاعانه مقام معظم رهبری در مقابل این فشارها ایستادگی کرده و علاوه بر آن به پیشرفت‌های تحسین‌آمیز در حوزه‌های مختلف دست یافته است. عاملی که در اینجا نقش مؤثر داشته و تکمیل‌کننده تحریم بوده است، تشویق و ترغیب به وادادگی است. درواقع مروج اصلی این روحیه، خود نظام سلطه است. پیام آن‌ها روشن است و ابهامی در آن نیست: از مقاومت دست بردارید تا تحریم‌ها برداشته شود و آن‌وقت اگر این‌گونه عمل شود، برای ملتی که به دفاع از حق تعیین سرنوشت خود شهره عالم شده است، به غیر از خفت چه چیزی باقی می‌ماند؟
مشکل آنجا نمود پیدا می‌کند که برخی نیز در میان خانواده ملت، صرف‌نظر از انگیزه‌ای که دارند -که حتی می‌تواند درظاهر خیرخواهانه هم باشد- با لحن و کلامی دیگر و نه به‌صراحتِ اظهارات علنی دشمن، همان روحیه وادادگی را ترویج می‌کنند. آن‌ها که گاه در برخی مصادر حکومتی نیز نشسته‌اند، دانسته‌وندانسته به ایجاد این توهم در میان اقشاری از ملت دامن می‌زنند که برای رهایی از مشکلات اقتصادی، راهی به جز سازش با عامل اصلی تحریم یعنی حکومت آمریکا موجود نیست. برای آن‌ها «اقتصاد مقاومتی» یک شعار توخالی است که راه به جایی نمی‌برد. مطابق نسخه آن‌ها، ایران باید سرش به کار خودش مشغول باشد و چوب لای چرخ دولت آمریکا نگذارد و به محرومان و مظلومان در فلسطین، لبنان و آمریکای لاتین کاری نداشته باشد. هجمه سنگین تبلیغاتی، راهکاری است که مبلغان عقب‌نشینی و مروجان سازش به آن متوسل می‌شوند. طبق این تبلیغات ریاکارانه، مسئولیت تحریم صرفا متوجه نظام سلطه نیست؛ چراکه ما هم به‌نوبه خود خطاهایی داشته‌ایم، مثلا در مواقعی بی‌خودی لجبازی کرده‌ایم و در مواقعی دیگر نیز از لحن مؤدبانه در استناد به عملیات دشمن استفاده نکرده‌ایم! و بدین ترتیب تحریم به نحوی توجیه می‌شود.
همان‌طور که در ابتدای این یادداشت اشاره شد، هیچ شاهدی مبنی بر اینکه ایالات متحده بخواهد در شرایط فعلی حقوق ملت ایران را به رسمیت بشناسد، موجود نیست و این با وجود «احترامی» است که وزیر محترم امورخارجه برای «قول اوباما» قائلند. تفاوت است بین نگاه بدبین و دیدن بد. بدبینی به حکومت آمریکا نه منفی‌بافی بلکه ناشی از دیدن واقعیت است. رفتار قلدرانه آمریکا با ایران جای خود، به عملکرد این حکومت در جاهای دیگر نگاه کنیم. ایالات متحده امروز امنیت کل مردم جهان را به حدی هشداردهنده به مخاطره انداخته‌ است. مهندسی کودتا در اوکراین و روی کار آوردن یک حکومت فاشیستی در آن کشور و تهدید نظامی روسیه و تحریک آن برای ورود به جنگ، آرایش نظامی در مرزهای چین، حمایت از قتل‌عام مردم مظلوم فلسطین توسط رژیم صهیونیستی اسرائیل، ایجاد، تسلیح، آموزش و به‌کارگیری نیروهای تروریست برای انجام جنگ‌های نیابتی در سوریه و عراق، فقط نمونه‌هایی کوچک از سیاست‌های راهبردی نظام امپریالیستی در شرایط فعلی است. به این فهرست اضافه کنید تهاجم‌ها و اقدامات تخریبی نظام سلطه را در دیگر کشورهای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین. با چنین عملکردی، آیا صحبت از مذاکرات «برد-برد» با آمریکا می‌تواند مبتنی بر واقع‌بینی باشد و اصلا، چگونه است که ادبیات بنگاه‌های تجاری آمریکا این‌چنین در فرهنگ سیاسی ما نفوذ پیدا کرده است؟
عزت ملت ایران، از مقاومت در برابر نظام سلطه به‌ دست آمده است و این دستاورد بزرگ را باید گرامی داشت و از آن حراست کرد. در شرایط ضعف ناشی از شکست عملیات تهاجمی آمریکا، فقط با ادامه مقاومت -و نه با عقب‌نشینی- می‌توان پذیرش خواسته‌های برحق مردم سربلند ایران را به این امپراتوری رو به زوال تحمیل کرد. در این راستا، برای رئیس‌جمهور محترم و هیئت مذاکره‌کننده در نیویورک، آرزوی موفقیت می‌کنیم.

عبدالحمید شهرابی
عضو هیئت مؤسس و هماهنگ‌کننده کمپین «هم‌بستگی با ایران؛ آری»

1 نظر

  1. خاک بر سر کسانی که به توافق با شیطان بزرگ دل خوش کرده اند

نظرتان را بنویسید

آخرین اخبار

+‬‏