اخلاق و روح توافقنامه ؛ از سعدآباد تا ژنو!

وقتی در ماجرای پر پیچ و خم هسته ای و مذاکراتش ، در اتفاقات این روزها و موارد مشابهش در 10 سال پیش تأمل میکنیم ،بخاطر عبرتی که گویا گرفته نشده ، «آینده» را در خطر و پاسداشت آن را ضروری درمی یابیم!

«وَ لَوِ اعْتَبَرْتَ بِما مَضى حَفِظْتَ ما بَقِىَ»
اگر با چشم عبرت به تاریخ بنگرى (با جمع بندى درست) ، آینده ات را پاس خواهى داشت.

(نامه 31 نهج البلاغه)

وقتی در ماجرای پر پیچ و خم هسته ای و مذاکراتش ، در اتفاقات این روزها و موارد مشابهش در 10 سال پیش تأمل میکنیم ،بخاطر عبرتی که گویا گرفته نشده ، «آینده» را در خطر و پاسداشت آن را ضروری درمی یابیم!

برای پاسداشت آینده ، بهتر است ابتدا نگاهی به گذشته و عبرت های آن بیندازیم:

10 سال پیش وقتی اروپایی ها میهمان مان بودند در سعدآباد ، تیم مذاکره کننده ایرانی بمنظور اعتمادسازی! حاضر به پذیرش «تعلیق» شد ، اما با تفسیری که خودش از «تعلیق» داشت.تفسیری که با وجود پذیرش تعلیق غنی سازی ، به او اجازه ی ساخت سانتریفیوژ ، فعالیت های تحقیقاتی و… را میداد.

 از آنطرف ، طرف غربی فقط و فقط خواهان «تعلیق» بصورت مطلق بود.

این اختلاف نظر در تفسیرِ «تعلیق» مذاکرات را تا مرز شکست پیش می برد اما نهایتاً نتیجه ی تماس تلفنی مذاکره ارشد ایرانی (دکتر روحانی) با رئیس جمهور وقت (محمد خاتمی) ، در میان جلسه ، این می شود که رئیس جمهور راضی می شود که «تفسیر» تعلیق را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بسپارند.طرف غربی راضی می شود و خوشحال . چرا که می داند تفسیر آژانس یعنی همان تفسیری که مد نظر آنهاست.

 مذاکره کننده ایرانی (دکتر روحانی ) درحالیکه صدای اعتراض دانشجویان و مردمِ معترض به این توافق ، از بیرون کاخ سعد آباد به گوش می رسد ، تعهدنامه ای را امضا می کند که نه تنها خواسته ی طرف ایرانی در آن نیامده بلکه «تفسیر» مفاد آن هم به بیرون از جلسه (و به کام غربی ها) سپرده شده است.

روحانی خروجی کار خود را این چنین شرح می دهد:

“به منظور اعتماد بیشتر، ایران به طور داوطلبانه تصمیم گرفته است که برنامه تعلیق خود را ادامه و توسعه داده تا شامل تمام فعالیت های مربوط به غنی سازی و بازفرآوری و کلیه آزمایش ها یا تولید در هر تاسیسات تبدیل اورانیوم شود ،آژانس از این تعلیق مطلع خواهد شد و از آن دعوت خواهد شد که بر آن نظارت و آن را تایید کند”

طرف ایرانی البته امیدوار به تفسیر آژانس است.اما این امید ، امیدی نیست که نتیجه ی یک تدبیر باشد ، که یک وهم ناشی از عدم شناختن صحیح طرف مقابل است.آژانس «تعلیق» را مطابق با تعبیر کشورهای اروپایی «تفسیر» میکند و در نهایت امر نه تنها بمدت دو و نیم سال ، غربی ها با دستان طرف ایرانی پلمپ زورگویی خود را بر پیشرفت علمی این کشور میزنند ، که در ازای آن هیچ امتیازی به ایران نداده و به تعهداتشان هم پایبند نبوده و «حق ناپذیری» و «غیرقابل اعتماد بودن» خود را اثبات می کنند.

واکنش رئیس جمهور وقت قابل تأمل است.خاتمی می گوید :

” متأسفانه آقای البرادعی علیرغم قولی که داده بود و حرفی که زده بود و معیارهایی که بود ، یک جور دیگری تعلیق رو مطرح کردند که به نظر ما امر بسیار «خلاف اخلاقی» بود.”

عهدنامه ای در سطح بین المللی امضا می شود که منافع ملی کشور را در معرض خطری بزرگ قرار میدهد و کش و قوس های دیپلماتیک و جنگ های روانی و رسانه ای و… ختم به تعهدی می شود که شکست را برای طرف ایرانی رقم میزند و با همه این ها رئیس جمهور مسئله را به قول و حرف یک مسئول در آژانس اتمی گره می زند و از کار خلاف اخلاق وی دم میزند.

مفاد تعهد ، پذیرش محدودیت های مختلف و امتیازهای داده شده به طرف مقابل ، همه و همه با همین یک کلام توجیه می شود که جناب البرادعی در «تفسیر» آن چیزی که ما آن را امضا کرده ایم ، بی اخلاقی کرده و آنرا به ضرر ما تفسیر کرده است!

آن ماجرا و همه اتفاقات تلخش در تاریخ ثبت می شود برای عبرت.

اما حالا…

10 سال گذشته است و با تغییر نگاه و رویکردی که در 8 سال گذشته اتفاق افتاد ، امروز در پله ای بالاتر و با دستانی پُرتر در مسئله ی هسته ای ، باز هم در شرایطی مشابه شرایط آن روز قرار گرفته ایم!

جالبتر اینجاست که دقیقاً همان نفرات دیروز ، امروز سکاندار ماجرا هستند.البته هرکدام در جایگاهی بالاتر نسبت به دیروز…

با تجربه ی عهدنامه ی حقوقی سعدآباد ، امروز این افراد حقوقدان هستند و امید است که این بار دیگر از حقوق ملت خود دفاع کنند.

این بار طرف ایرانی میهمان غربی ها می شود و «ژنو» میزبانی می کند برای عهدنامه ای دیگر و «توافقنامه ی ژنو» امضا می شود!

این بار هم به آنچه توافق شده و امضا شده و اینکه آیا همان هم برای طرف ایرانی مطلوب هست یا نه ، کاری نداریم اما باز هم همان ماجرای «تفسیر» و عهدشکنی و خلاف اخلاق و… تکرار می شود.

طرف ایرانی معتقد است حق غنی سازی ایران در توافقنامه آمده است ، طرف امریکایی می گوید که در این توافق هیچ حقی را به رسمیت نشناخته ایم.طرف ایرانی می گوید طبق توافق تحریم جدیدی اعمال نخواهد شد ، طرف امریکایی افراد و شرکت های دیگری را به لیست سیاه تحریم های خود می افزاید و تنها چند روز از توافق گذشته تحریم های جدید خود را اعمال میکند.

با وجود اینکه طرف امریکایی می توانست اجازه دهد چند ماهی از توافق بگذرد و سپس اقدام به نقض آن بکند ، اما در همین ابتدای راه کارشکنی خود را انجام داده و با کمال پررویی از ادامه ی مذاکرات حرف میزند ، تا به نحو ماهرانه ای طرف مقابل خود و واکنش وی را بسنجد.

امریکایی ها میخواهند بدانند ، آیا طبق آنچه که در توافقنامه آمده (دولت امریکا، در چارچوب اختیارات قانونی رئیس جمهور و کنگره از اعمال تحریم‌های جدید هسته‌ای خودداری خواهد کرد) و پس از این اقدام آمریکا که «اعمال تحریم» محسوب می شود ، طرف ایرانی (با توجه به اینکه طرف مقابل به تعهدش عمل نکرده) ، همچنان بر تعهدات سنگینی که پذیرفته پایبند خواهد ماند و همچنان خود را در قید توافقنامه احساس میکند یا خیر ؟!

به عبارت دیگر میتوان این اقدام امریکایی ها در همین روزهای ابتدایی را یک نوع سنجش طرف ایرانی دانست.اگر طرف ایرانی به این مسئله تن داد و سعی کرد آنرا به گونه ای به نفع طرف مقابل و در جهت حفظ توافقنامه بپذیرد ، پس می توان به روند «تفسیر» بمطلوب کردن از توافقنامه ادامه داد.

اگر طرف مقابل از همین ابتدای کار به گونه ای کوتاه آمد ، می توان حتی سیر «تفسیر» ها را به سمت مسائل غیر هسته ای برد و کم کم میز مذاکرات را گرد مسائل موشکی ، حقوق بشر ، مقاومت اسلامی منطقه و… شکل داد!

واکنش ابتدایی طرف ایرانی در ترک مذاکرات کارشناسی و بازگشت به تهران ، اقدامی بجا و از موضع حق بود.

اما برخی موضع گیری های نصفه و نیمه و یا سکوت های برخی مسئولین در این روزها ما را یاد ماجرای سعدآباد می اندازد.

معاون وزیر امور خارجه تحریم های جدید را مغایر با «روح توافقنامه» می خواند.

وزیر امورخاجه هم در نوشته ی چندخطی ، در رسانه ی خود ، فیسبوک ، این نقض پیمان امریکایی ها را صرفاً اقدامی «نامناسب و غیرسازنده» میخواند و تأکید میکند که «ما با جدیت مذاکرات ژنو را دنبال می کنیم»!

مواجهه ی این چنینی با کسانی که حق ناپذیری ، عهدشکنی و غیرقابل اعتماد بودنشان بارها و بارها ثابت شده و گلایه کردن از رعایت نکردن «اخلاق» و در نظر نگرفتن «روح توافقنامه» توسط آنها و موضع گیری هایی از این دست ، آن هم در مقابل تعرض های آنها به منافع ملی و اهانت های شان به فرهنگ و عزت ملی ما ، بیش از پیش راه را برای پیشروی های بی شرمانه ی آنها باز کرده و میدان حرکت را برایشان گسترده تر میکند.

انتظار معقول و بجا این است که عهدنامه ی سعدآباد ثابت کرده باشد که بجای اینکه از طرف مقابل انتظار وفای به گفته ها و قول ها و رفتار اخلاقی داشته باشیم (که واقعاً در مورد غربی ها خنده دار است این انتظار) ، می بایست با ایستادگی و مقاومت در بیرون از میز مذاکره و با منطق قوی و دفاع جانانه از حق خویش در میز مذاکرات ، شرایط و توافقات احتمالی را طوری رقم زد که طرف مقابل گریزی از آن نداشته باشد و نتواند آن را هر طور که میخواهد تفسیر به مطلوب کند و کار اخلاقیات و روح توافقنامه و… نکشد!

اما حرف پایانی؛

اگر همه ی این امتیاز دادن ها ، کوتاه آمدن ها و احترام ها به روح توافقنامه در نهایت (البته قبل از آنکه خیلی دیر بشود) منجر به یک رشد فکری ، چه در میان مردم و چه در میان مسئولین ، شود و با این عهدشکنی های امریکایی ها ، روحیه ی خودبرتربینی و غیرقابل اعتماد بودن شان ، برای همگان روشن شود و بر همه ثابت شود که آمریکا به اخلاق و روح و… اعتقاد ندارد و باید در مقابل او متناسب با رفتارش (نه عیناً همان رفتار ، بلکه متناسب با آن) رفتار کرد ، می توان خوشحال و راضی بود.یعنی اگر امتیازی دادیم و هزینه ای کردیم، در ازای آن یک امتیاز بزرگ برای کشورمان بدست آورده ایم و آن هم یک اتفاق نظر و اجماع ملی بر سر یک مسئله ی ملی است.

البته حصول این نتیجه مشروط به این است که با چشم عبرت به وقایع بنگریم…

«اگر با چشم عبرت به تاریخ بنگرى (با جمع بندى درست) ، آینده ات را پاس خواهى داشت.»

 ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

پ.ن 1 :

تصاویر استفاده شده در متن ، از مستند «ایران و غرب» (محصول بی بی سی) است که به تقابل انقلاب اسلامی و جهان غرب از ابتدای انقلاب تا اواخر دولت نهم می پردازد.در قسمت سوم این مستند شرح وقایع سعدآباد آمده است.(این مستند را از اینجا میتوانید دانلود کنید)

 پ.ن 2 :

تحلیل حقوقی نقض توافقنامه ژنو را از اینجا بخوانید:

پاسخی منصفانه به یک سوال: آیا توافق ژنو نقض شد؟

 پ.ن 3:

آیا مشکلات اقتصادی مان با توافقنامه و… حل می شود ؟!

وزیر خزانه داری آمریکا:

«من به عنوان مقام اصلی مسئول طراحی و اجرای برنامه تحریم‌هایمان، مطمئن هستم که فشار تحریم‌ها بر ایران افزایش خواهد یافت… ایران ، ظرف شش ماه آینده ، نسبت به الان ، حتی گرفتار مخمصه عمیق تری خواهد شد.» (لینک خبر)

 

 پ.ن  4 :

دکتر روحانی در کتاب  «امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای» (کتاب گزارش عملکرد خود در دوران مذاکرات هسته ای) آورده :

«پس از گذشت بیش از سه ماه مذاکره بعد از موافقتنامه‌ی پاریس، آشکار شد که سه کشور اروپایی خواهان تطویل مذاکرات و احتمالاً عدم دستیابی به نتیجه مطلوب هستند و بنابراین، نمی‌خواهند در برابر حق غیرقابل انکار ایران برای از سرگیری فعالیت غنی‌سازی تسلیم شوند و انگیزه یا توانایی ارائه‌ی طرح خود درباره‌ی تضمین‌های عینی ماهیت صلح‌آمیز برنامه‌ی هسته‌ای ایران و نیز تضمین‌های محکم درباره‌ی همکاری‌های اقتصادی، فناوری و هسته‌ای و تعهدات محکم درباره‌ی مسائل امنیتی را نیز ندارند.»

عبرت از تاریخ…

برگرفته شده از hezr85.blog.ir

نظرتان را بنویسید

آخرین اخبار

+‬‏